← پروژه حافظ

جوابیه به غزل شماره 417 حافظ

جوابیه — رامین اسدی (مات یار)

عیشت مدام است؟ کارت به کام است؟حافظ نگفتی، آخِر کدام است؟
گفتی که شوقت، درس و دعا را،از یاد برده‌ست، این را چه نام است؟
عیشِ وصال است؟ الحمدللهیا شوقِ دیدار، هجر مدام است؟
ما توبه کردیم از دستِ زاهداز شیخ گمراه، کو بی مرام است
گر آه و اشک است، ور کام وصلتمستی و رندی، ما را پیام است

حافظ

عیشم مدام است، از لعل دل‌خواهکارم به کام است، الحمدلله
ای بخت سرکش! تنگش به بَر کشگه جام زرکش، گه لعل دل‌خواه
ما را به رندی، افسانه کردندپیران جاهل، شیخان گمراه
از دست زاهد، کردیم توبهو از فعل عابد، استغفرالله
جانا چه گویم؟ شرح فراقتچشمی و صد نم، جانی و صد آه
کافر مبیناد، این غم که دیده‌ستاز قامتت سرو، از عارضت ماه
شوق لبت برد، از یاد حافظدرس شبانه، ورد سحرگاه

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری...