← پروژه حافظ

جوابیه به غزل شماره 290 حافظ

جوابیه — رامین اسدی (مات یار)

نشاط آب حیاتم خدنگ مژگان استبگو به خواجه خراباتِ من گلستان است
حکایتِ مَن و قارون فسانه گشت و برفتهزار گنجِ روان زیرِ خرقه پنهان است
کجاست قطره که در جستجویِ لُجّه‌ی بحررها ز قیدِ صدف مستِ شورِ طوفان است؟
مترس از خمِ ابرو که در شریعتِ عشقعلاجِ زخمِ جگر نیشِ چشمِ فتّان است
سرِ شکسته چه داند که در قمارِ نیازشریطه گویِ سرِ ما به دستِ چوگان است

حافظ

دلم رمیده شد و غافلم من درویشکه آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزمکه دل به دست کمان ابروییست کافرکیش
خیال حوصله بحر می‌پزد هیهاتچه‌هاست در سر این قطره محال اندیش
بنازم آن مژه شوخ عافیت کش راکه موج می‌زندش آب نوش بر سر نیش
ز آستین طبیبان هزار خون بچکدگرم به تجربه دستی نهند بر دل ریش
به کوی میکده گریان و سرفکنده رومچرا که شرم همی‌آیدم ز حاصل خویش
نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندرنزاع بر سر دنیی دون مکن درویش
بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظخزانه‌ای به کف آور ز گنج قارون بیش

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری...