سکانس 7
نشانهٔ آسمانی و استوار شدن عزم
6 بیت
٭ ٭ ٭
سیاوش زِ آن گفته، جان برفروختچراغی در آن سینهٔ تیره سوخت
نگه کرد بر چرخِ نیلوفریببیند مگر، زان جهان داوری
در آن دم که شب میشکست از سحردرخشید بر چرخ، آذرگهر
چو پیغامی از عالمِ بینشانکه برخیز جویندهٔ رازِ جان
سیاوش چو آن برقِ گردون بدیددلش سویِ راهِ بیابان کشید
چنین گفت: «این نورِ راهِ من استکه از لطفِ یزدان پناهِ من است»
دیدگاهها
در حال بارگذاری...