← پروژه حافظ

جوابیه به غزل شماره 174 حافظ

جوابیه — رامین اسدی (مات یار)

بویِ پیمانه که از طَرفِ چمن بازآمدجانِ بشکسته ز میخانه به تن بازآمد
حافظا مژده از آن هدهد فرخنده پیامتخت خاتون به سلیمان ز یمن بازآمد
سوسن از بس که شنید از لبِ تو ذِکرِ جمیلده‌زبان از پیِ افشایِ سخن بازآمد
در رهت چشمِ صُراحی که ز لب خون ریزدمست از بویِ تو در دشتِ خُتَن بازآمد
عذرِ تقصیر بخواه از مِیِ زمزم وشِ نابیوسف از چاهِ حسد سوی وطن بازآمد

حافظ

مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمدهدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد
برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی بازکه سلیمان گل از باد هوا بازآمد
عارفی کو که کند فهم زبان سوسنتا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد
مردمی کرد و کرم لطف خداداد به منکان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبحداغ دل بود به امید دوا بازآمد
چشم من در ره این قافله راه بماندتا به گوش دلم آواز درا بازآمد
گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکستلطف او بین که به لطف از در ما بازآمد

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری...