سپید

رهایی؟

1404-01-31

٭ ٭ ٭

رهایی؟

نامی‌ست که بر زخمِ کهنه‌ات نمی‌چسبد.

نه،

از درِ زندان نمی‌آید

از ترکِ دیوارِ درون است

که نطفه می‌بندد.

در خاموشیِ یک ثانیه،

آنجا که سکوت بر تارِ حنجره‌ات تاب می‌خورد

و زنجیر

با بویِ تنت آشنا می‌شود.

چیزی در تو می‌لرزد

نه به‌سانِ ترس،

که به‌سانِ جنینی

که جهان را به‌یاد می‌آورد.

زندان؟

چه واژه‌ی بی‌گناهی!

وقتی زندان‌بانت

تویی

و کلید

در مشتِ بسته‌ات

انتظار می‌کشد

٭ ٭ ٭

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری...