سپید
لالایی سنگ
1404-01-07
٭ ٭ ٭
خواب... خواب... خواب...
کوچه سنگ، کوچه سکوت، کوچهی واژههای وامانده،
کسی بیدار نیست، کسی آوا را نمیشناسد،
چراغها فریاد، فریاد...
تاریکی غلیظ، سیاه...
بغض... بغض... بغض...
پنجره شکست، حرفها ریخت،
ریخت،
ریخت
کوچهی غبار، کوچهی هراس، کوچهی پرسههای بهتزده،
دیوار گوش، گوش دیوار،
دیوار دیوار دیوار...
سکوت... سکوت... سکوت...
کسی نپرسید، کسی ندانست، کسی نگفت،
رستگاری آمد، گذشت، رفت،
و شهر...
خواب... خواب... خواب...
٭ ٭ ٭
دیدگاهها
در حال بارگذاری...