سپید

دیدار

1400-10-11

٭ ٭ ٭

دلگیر از آنچه دیگر حقیقت نیست

خسته از وانمود کردن

از امیدهای بی‌خودی

از انتظار

از خواستن

خسته از خسته بودن

خسته از خودی که سرخورده است

یک سرخوردگی معنوی

یک تناقض بزرگ

اسیر در گرداب مهیب فکر

ناامید از خدا

در برزخ میان پوچی و ادراک

و ناگهان

بیدار می‌شوی

در اوج ناامیدی بیدار می‌شوی

روبروی زندگی

لخت و بی‌سلاح

مبهوت

در اماجگاه تقدس آن می‌مانی

تا همه باورهایت فرو بریزد

و همه رویاهایت نابود شود

و در اوج ترسی بزرگ

و شفاف

پیش از ظهور وقت

به ملاقات خدا می‌روی

برای نخستین بار

خود را در امان می‌یابی

و برای نخستین بار

روی برنمی‌گردانی

٭ ٭ ٭

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری...